چکیده؛
این تحقیق، به بررسی روش تقرب به خدا در آرای تفسیری عبدالله قطب بن محیی میپردازد. «تقرّب» از باب « تفعّل » از ریشهی « قُرب» به معنی نزدیک شدن به هر چیزی به کار برده میشود و تقرّب، دراصطلاح، به معنی نزدیک شدن به خداوند که همان تقرّب الی الله است، و این واژه، در آثار و گفتار عرفای اسلامی بسیار کاربرد داشته و دارد. در زمینهی نزدیکی خدا به آدمی، آیات قرآن مجید به چهار دسته تقسیم میشوند: 1. آیاتی که دلالت بر اصل قرب میکنند 2. آیاتى که دلالتکنندهی نزدیکتر بودن نسبى خدا به انسان3. خدا نزدیکتر ازرگ گردن به انسان است. 4. خداوند نزدیکتر از خود انسان به انسان. عبدالله قطب یکى از معدود رهبران فکرى و دینى است که با روش مخصوص به خود و از طریق نگارش انبوه مکاتبات اخلاقی و علمى که برگرفته از مفاهیم قرآنی و روایتهای اسلامی است، به رهبرى و ادارهی اجتماع اقدام نموده است. محتوای برخی از مکاتبات او نشان از چرخش ایشان در تمایلات مذهبی دارد و نیز بیانگر نزدیکی اندیشهی او به تفکّرات شیعی است . از محتواى برخى نامههایش چنین برمیآید که او در شهر شیراز سکونت داشته و به جهرم مهاجرت نموده است، عبدالله به لزوم شناخت امام و این که امامت، سومین اصل در پى دو اصل توحید و نبوّت است ،تصریح نموده است. راههای تقرب و نزدیکی به خداوند بسیار زیاد است در این تحقیق، به برخی از روشهای قرب الهی از منظر عبدالله قطب، پرداخته شده است. آنچه که از محتوای مکاتبات قطب استنباط می شود این است که ایشان بر روی برخی از این روشها تأکید مؤکّد داشته، موضوعاتی از قبیل: اخلاص، ایمان به خدا، عبودیت و... از جمله مسائلی است که ایشان به آن میپردازد و راهک
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشفی
تاريخ: دوشنبه
13 تير
1401 ساعت: 0:58